تبليغاتX
باوه يال / bavayal
...و گر نه من از کجا و شعر از کجا

ماه

یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 توسط باوه یال

با مويي و مياني

با من كه در كناره نشسته اي

با من كه ريختگي ابر از سر و رويم مي ريزد

در شبي كه ماه را ريخته در گودي خيابان

با اشاره ي نزديك به آب مي خورم

ماه با هزار حلقه از خيال خيابان ناپديد مي شود

باد حلقه ها را به گردنت مي آويزد

حبابها حلقه مي بندند

رو را كه برمي گردانم

در راه راه پيراهنت باد هم بند آمده است

چيزي در چشمهاي من حلقه مي زند

حالا نه تو مو مي بيني و نه من

رو را كه بر مي گردانم از ماه

ماهي در اعماق هفت توي آسمان

افتاده در گودي چشمهاي تو

من سكه ي يك ماه شده ام

اينجاست كه تو مو مي بيني و من ...

دستهايت را در گردن من حلقه نكن

ماه در گودي خيابان به لجن نشسته است

تا صبح

بادهاي بند آمده در راه راه پيراهنت مو ميائيش مي كنند

راه كه بيفتيم

چند قدم آنطرفتر

حوصله ي سياه خيابان هم

سر

مي رود


در ساعت 21:22 | لینک ثابت|

آمدنت

دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 توسط باوه یال
 باآمدنت كار زمان ساخته ايم

در هر قدمت هزار سر باخته ايم

تا خانه ي ما آمدنت خود لطفيست

هر چند تو را به زحمت انداخته ايم

 


در ساعت 22:38 | لینک ثابت|

فصل تنفر

دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 توسط باوه یال
 در اين فصل تنفر٬ قحط مردي

در اين شهري كه پيدا نيست دردي

تو اي همزاد خوب مهربانم

سرافرازم نمودي ٬لطف كردي

 


در ساعت 22:37 | لینک ثابت|

بهاری کو؟

دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 توسط باوه یال

بهاري كو ٬سياهي بخت خاك است

گلوي رود خشك و زخم ناك است

تمام ابرها آتش گرفتند

زمين از داغ باران سينه چاك است

 


در ساعت 0:4 | لینک ثابت|

سه دو بيتي

یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 توسط باوه یال

ده لاي نوقل ده مت قه ن تام نه يري

ده په ي جا م چيه مت جه م جام نه يري

ده وه ختيگه وو چيه مت گل دايه ده ريا

ده وينه ي زولف خوه ت ئارام نه يري

******************************

جماني ده م دلم هوري مه ته ل كرد

شه راوي ليوي تو شين عه سه ل كرد

شه راوه ي زولف تو سا خس ده عاله م

دوبه يتي ليو تو سوري غه زه ل كرد

******************************

خوه زه و به ختي منيشه گول بكردا

خوه زه و يه ي گر غه مت دل ول بكردا

خوه زه و سه وري بياي پا دا بكيشي

گري ته قديرمان ماتل بكردا

****************************


در ساعت 0:34 | لینک ثابت|

شه رم شرین

جمعه سیزدهم مرداد 1385 توسط باوه یال

وه شيوي دين" شه مسه" و سوزني دوس

ده شه رم شه و رو مانگ پوشني دوس

ده ساي زولفي سه رو نه ي دار توبا

قه ن ليوي دل قه ن تيوني دوس

...............................

شه وار ئيمان ديارگه چيه م تو

زه مين ها ژير پرچ په رچه م تو

هه ناست بو به هشت لا مه كان دي

خودا ده م نا گه سه نام ده م تو

......................................

عه جو شه رم شرين ها ده شيوه ت

ده نگ ئو م چرين ها ده شيوه ت

ده ئوردي پرچ پيچياگت دياره

ته ماي فه تح الموبينی ها ده شيوه ت

......................................

مانگ هه م چگه ته ك داگه سه جي ٬بيوازی

يه ي خوم بنه ده و دوره خوم ده ر وازی

ئي حال منه و خه لوه ت دلگير شه وه

ته سنيف "تو اي پري كجايي" خوازی


در ساعت 21:25 | لینک ثابت|

آنچه دید

جمعه سیزدهم مرداد 1385 توسط باوه یال

بيا كه عشق زميني نويد مي خواهد

كه پيله كرده دلم آنچه ديد مي خواهد

من از طراوت چشمت به اوج خواهم شد

كوير عشق- نه من- بايزيد مي خواهد

نه٬ رد پاي من از كوچه ي شما رد نيست

مسير داد اناالحق شهيد مي خواهد

خراب چشم تو من٬ چشم حور فردا كور

كه روز واقعه قرني اميد مي خواهد

نگو كه آخر خط است دست بردارم

دلم كسي كه به اينجا رسيد مي خواهد

دلم كه منتظر فرصتي طلايي بود

همينكه كار به اينجا كشيد مي خواهد...

به وزن پلك و نگاهت لب و غزل بر لب

و لب به لب كه رسد- بگذريد-مي خواهد

....

... و دوست بند زبان را به نام شعري بست

كه قفل قافيه آنجا كليد مي خواهد


در ساعت 15:23 | لینک ثابت|

له ی لی خیالی

پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 توسط باوه یال
دوه شه و دل هه م ده زام عشق نالی

م زرگانیم بوه س وه عشق خالی

ئگر قه یس بو وه مه جنون له ی لی داشت

م لیوه ی لیو له ی لی خیالی


در ساعت 1:20 | لینک ثابت|

تو را

پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 توسط باوه یال
تو را با چشم کالت می شناسم

تو را باعشق و حالت می شناسم

کبوتر گر جه بر تن سر نداری

تو را با زخم بالت می شناسم


در ساعت 1:14 | لینک ثابت|

تنهایی

پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 توسط باوه یال
دوباره ساز سکوت و صدای تنهایی

و بال ٬بال دلم در هوای تنهایی

دو کاسه بغض و کمی اشک و پای صحبت دل

و پا گرفتن شعری به پای تنهایی

نشسته لرزش تلخی در ارتعاش صدا

بروی زمزمه ی یا خدای تنهایی

چقدر حسرت سهراب رو به هیچستان

نشسته پشت همین ناکجای تنهایی

رسیده ام سر داری پر از تب پوچی

به انعکاس خودم در صدای تنهایی

میانه ی من و امشب چه گیر و داری هست

که هر دو غرق هم و مبتلای تنهایی

کسی به در زد و من در به در شدم از خویش

کسی رسیده سر انتهای تنهایی


در ساعت 1:10 | لینک ثابت|

نیشانی

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 توسط باوه یال
سه چراخ وه له رزه له رز

                              ده سیاری شه و وه ریواریم

                              سه ده نگ جار وه له رزان له رزان

                                                                ده گوش کاس شه و

نیشانیل٬ چمان نیشانیل منن

                                  نیه زانم ئه وان م گوم کردنه

                                            یا م خوه م گوم کردمه

                           


در ساعت 18:55 | لینک ثابت|

چیه ملت

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 توسط باوه یال
چیه ملت مه ستی سه د جام دیرن

چمان قه رت دو عاله م لام دیرن

م وه وه زن چیه ملت شعر ئوشم

چیه ملت چو دو به یتی تام دیرن


در ساعت 18:45 | لینک ثابت|

خیابان

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 توسط باوه یال

خزيده در افقي زرد سوت و كور خيابان

نهاده سر به بيابان ٬به راه دور خيابان

تكيده در تب باران ٬تنيده در تن خورشيد

خمار جرعه ي گامي كمي عبور خيابان

زمين نشانده به خاك سياه گام بلندش

كشيده سرمه ي داغي به چشم نور خيابان

به زير حجم سراب سوار عشق نشسته

هميشه گرم تماشا ولي صبور خيابان

در امتداد نگاهش به شب رسيده نگاهم

كسي نمانده بجز ٬رنج ٬مرگ٬ گور ٬خيابان

هزار فاصله طي شد ٬هزار حوصله سر رفت

رسانده دست تفاهم به دست نور خيابان


در ساعت 18:41 | لینک ثابت|

...و

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 توسط باوه یال
...و دستی باورم را زیر و رو کرد

مرا با وهم برزخ روبرو کرد

نقاب از صورتم یکباره برداشت

مرا پیش خودم بی آبرو کرد


در ساعت 1:42 | لینک ثابت|

له ي لي

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 توسط باوه یال
يه سور ت يه هه م شاواز له ي لي

بزانم چو ده رو به ي ناز له ي لي

يه گي ره م بوته مه جنون يه ي به نامي

چه كه ي وه رد سه ر ناساز له ي لي


در ساعت 0:15 | لینک ثابت|

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 توسط باوه یال
هه ناسم چگ ده به ن هورم ده سه ر چگ

زه مين ته م گرت و خه م ،خوه ر بي خه وه ر چگ

ده چه فتي چه رخ چاره م وه ر‍‍ژه چاوي

م خوه م گيانم وه چه و خوه م ديم ده ر چگ


در ساعت 0:0 | لینک ثابت|

دل کندن

سه شنبه سوم مرداد 1385 توسط باوه یال
دیگر زده ام قید شفا خواهم رفت

از سمت همین دست دعا خواهم رفت

آنگونه که از شهر خودم دل کندم

دل می کنم از شهر شما خواهم رفت


در ساعت 0:8 | لینک ثابت|

شه فا خانه

سه شنبه سوم مرداد 1385 توسط باوه یال
شه فا خانه وه سای مال ت ئو شن

دم عیسا وه ووای بال ت ئوشن

مه لایک ئه ر وه که س وواده ی به هیشت  ده ن

م ئوشم وه چه و کال ت ئوشن


در ساعت 0:6 | لینک ثابت|

سه شنبه سوم مرداد 1385 توسط باوه یال
با سلام به محضر دوستان

ابتدا در مورد انتخاب نام باوه یال باید عرض کنم باوه یال کوهی است در منطقه شهرستان ایلام بخش چوار که شاعر و عارف نامی غلامرضا ارکوازی در ان منطقه بدنیا آمده و در اکثر شعرهایش از آن نام برده و گاه با او درد دل می کرده است . اینجانب نیز افتخار می کنم که هم ولایتی آن شاعر بزرگ می باشم


در ساعت 0:2 | لینک ثابت|

درباره


    من و باوه یال عه هدمان که رده ن
    من خه م و ئه و ته م تا روژی مرده ن

ابزار

آخرين عناوين

لينك ها

آرشيو پيوندهاي روزانه

آرشيو

اطلاعات

    کاربران آنلاین: نفر
    بازديدها : بار
    جهت کپی URL فید RSS این وبلاگ کلیک کنید

    Powered by BLOGFA.COM

طراح

    طراح قالب
    سایت پشتیبان
    مرجع وبمسترهای فارسی زبان