بانوی ایلیاتی دریا تبار من
در این شب سیاه تو خورشید خانه ای
شور ترانه های نسیم شبانه ای
همراه اشک و ساز سکوت و صدای آب
امشب خدای هر غزل عاشقانه ای
موجی گرفته در شب یلدای زلف تو
چون وصل آب و باد به هر رودخانه ای
هر لحظه باد زلف تو را شانه می کشد
انگار می خورد به تنم تازیانه ای
بانوی ایلیاتی دریا تبار من
هر آن برای بودن هر دم بهانه ای
در روح مست حافظ شیرین سخن،غزل
در دشت ذهن عاشق فایز ، ترانه ای
در من نفس بکش که از این تن رها شوم
در من زلال زمزمه ی عارفانه ای
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۹/۳/۸۷
سپاس از لطف همه ی دوستان عزیزم .
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 1:21 توسط نورمراد رضایی
|
نورمراد رضایی- متولد 1357 - تهیه کننده و کارگردان برنامه های تلویزیونی - صداوسیما - اینجا دفتری مجازی است برای ثبت اشعار کوردیم - برداشت مطالب این وبلاگ با ذکر نام منبع امکان پذیر است